حباب

ماتم می برد دوباره

خیره می شوم به دوردست

و ضربان عجول قلبم دوباره

جائی در میان حنجره ام می زند

به یک حباب روشن گرم.....

فکر می کنم

وحضور زنده گرمی

در فضائی دور........

و قلبم دوباره باز

تیر می کشد

آوید میرشکرائی ١١/١٠/٨٧  هفت و چهل دقیقه شب  خیابان دکتر شریعتی

/ 2 نظر / 5 بازدید
امید

سلام وبلاگ زیبا و پرمحتوایی دارید. خوشحال میشم به وبلاگ من بیای و تبادل لینک کنیم. در صورت توافق تو قسمت نطرات اعلام کن تا سریع لینکتون کنم. وبه عنوان یک ایرانی احساس خودتو در مورد کودک غزه بگو.. موفق و سربلند باشی. آخرین عکس[گل]

سالار

سلام و درود به تو دوست عزیز هیچ فکر میکردی به این زودی سایتت بازدید کننده داشته باشه ولی من اومدم و دلم می خواد دوستامم بیان اگر لطف کنی لینک منو تو سایتت بزاری بهت قول میدم زود لینکتو به سایتم اضافه کنم حالا اگر لطف کنی ممنون میشم http://linkche.persianblog.ir لینک بازی آوید جان منتظرما راستی نظرتم در مورد سایت ما بگو در ضمن اگه همراه ایمیل آدرس سایتت رو هم برام بزاری ممنون میشم