خواب بی رویا

تجربه عمیق و دقیق و تلخ دردی که

تنها از خیال تو برمیخیزد

شاید هم تنها در رویاهای درهم دویده

دم دمای صبح رنگپریده سردی

از کناره های بی کناره بسترت

گذر کرده باشد.

صبح و آفتاب

شب پیش و

روزهای گذشته و

زیباترین رویا ها

همه گامی پس کشیده اند و

درد

از پس پیشانی چین خورده ات

گامی پیش نهاده و آمده است

*******************

آفتاب بی سایه و

شب بی ماهتاب

خواب بی رویا و

بیداری بدون آگاهی

و گام زدن در مرز های ناشناخته پایان راه

بی حتی نیم نگاهی

به دژخیمان و

دروازه بان

آوید میرشکرائی ٨ صبح ۶/١٢/٨٨

/ 6 نظر / 8 بازدید
صدرا

زیبا می نویسید واقعا زیبا

sheyda

sheratoon kheili ghashange khanoome avid khoshhalam ke weblogetoon ra peida kardam

سارا ماگو

آفتاب بی سایه و شب بی مهتاب و من بدون او . ما همگی بی هم معنا نمی دهیم اما افسوس که نمی دانیم. آوید عزیز زیبا می نویسی.

سارا ماگو

آفتاب بی سایه و شب بی مهتاب و من بدون او . ما همگی بی هم معنا نمی دهیم اما افسوس که نمی دانیم. آوید عزیز زیبا می نویسی.

sheida.k

salam sale no mobarak azmatalebeton mamnon shaafa up shode khoshhal misham agar matlabi dashte bashe ke baraton mofid bashe

سینا

سلام وبلاگ خوبی داری شعراتم خوبن فقط باید چند جاشو ویرایش کنی .اگه دوست داشتی یه سر به من بزن وبلاگ من در مورد فیلم و موسیقی سنتیه