بس که دوستشان دارم

من اما هر شب فواره ها را تماشا می کنم

نه فقط بس که دوستشان دارم

که هر روز هر فصل هر سال تا کنون

و هر شب بلند بیداری ام از آغاز

دیدنی ها را همیشه

تماشا کرده ام

دیده ام.

رویشی یا که مرگی

آغازی یا که پایانی

بودن و نبودن خود را به تماشا نشسته ام

و عاشق تماشای حوض های آبی و

فواره هایم.

قصه کاج همیشه برایم زنده است

و صدای همه پرنده ها

هر لحظه طنینی متفاوت دارد

و ماهتاب

هر شب ماه که باشد..

هلال باریکی یا که

خورشید شور انگیز شبانه ای

و همه لحظه های بودن گیاه

از ابتدای جوانه تا

رقص مرگی که در هوا می کند

آسمان آبی دم صبح و

ستاره های شب و

آسمان غم انگیز غروب سرخ.

من اما همیشه

باران را ستایش می کنم

من اما هر روز

فواره ها را می بینم

بس که دوستشان دارم.

آوید میرشکرائی  ده صبح  ١۶/۵/٨٧ تهران

  
نویسنده : آوید میر شکرائی ; ساعت ٩:۳۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٥/۱۸
تگ ها :