زن درونم

می خواهم که این لحظه را با خود ببرم
این لحظه را؟؟!
نه این نسیم را ببرمم
بوی دریا راببرم
این لحظه خود غم انگیز و تنها ست
و چیزی ندارد
تا در خاطره خالی ام بنشیند
می خواهم این نسیم را ببرم
نزدیکی آب را ببرم
ببرم تا آنجا که دلم می رود
به رویای دل انگیز لحظه ای که
تن من بیدار می شود
به اوج میرسد
شکوفا می شود
می خواهم که صدا نباشد و
سکوت نباشد و
دوباره زنی بشوم
که
شما
نمی بینید
~~~~~~~~
نسیم دریا هدیه به تو
لحظه عمیق شب پیشکش ات
زن پنهانی من
زن تنهای درون من
آوید میرشکرائی  ۷/۱/۸۷//کنار دریای خزر  ۱۰ شب   
نویسنده : آوید میر شکرائی ; ساعت ۱۱:٤۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱/۸
تگ ها :