من و تو

تو قصه مرا نمی دانی و
من
قصه ترا
ما اما قصه ایم با هم
داستانی عجیب!
تو اندوه مرا نمی دانی و
من راز غم انگیز ترا
مون وتو اما عاشقانه دوست داریم یکدیگر را
من نگاهت میکنم اما
آنچه پنهان است زیر پوست ذهن ترا نمی بینم
اما
نگاهم از عشق تو برق می زند
ودلم
در طلبت
می تپد
~~~~~~~~~~
من برای تو کاری نمی توانم بکنم و
تو برای من
من و تو اما
خود قصه ای عجیبیم
عجیب و مشترک
داستان زندگی یکدیگر را
رقم می زنیم
آوید میرشکرائی ۲ سپتامبر ۲۰۰۷ وین   
نویسنده : آوید میر شکرائی ; ساعت ۱٢:۳٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/۱٢/۱۱
تگ ها :