بارانی ام

آسمانم ابری است امشب
بارانی ام
بی باران!
بغضی خاموش آکنده فضای ابری سینه ام
کلامی ندارم بازگوئی غمم
صدائی ندارد
ساز دل تنگم
اینجا فصلی نیست برای غم خواری
نه پائیز ونه بهاراست
نه دلتنگ خاکستری زمستانی
فضای بی زمان سینه ام
شباهنگ خاموش سردکویری بی نهایت است
مرده لحظه های حنجره اش و
لبریز نعره های دردناکی
گسترده بی انتهایش
آوید میر شکرائی ۴/۱۲/۸۶ تهران   
نویسنده : آوید میر شکرائی ; ساعت ۱٢:۱۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/۱٢/٥
تگ ها :