سروش

سروش قطره ای می شود

با هر ناله ای و

غلت زدنی دردناک

لبخندی که می زند

لب های بسته و

چال گونه ها.

شعری که می خواند

با بازی دست ها و

نگاه آشنا.

سروش قطره ای می شود

در سر در گمی پف آلود ابر ها

پنهان.

راز طراوت باران است

ومعنی بودن

~~~~~~~~~~~

سروش لحظه دردناکی را

رنگی می کند و

به دام نقطه های نقاشی  می رود

لبخندی با

لب های باریک بهم آمده و

چال گونه ها

~~~~~~~

سروش شعر نیست!

تکرار می شود.

نگاه نیست

معنا می شود.

سروش عروج نیست

در لحظه های کودکی زمین می وزد.

معنی بازی لحظه های زندگی

معنی کودکی

معنی طراوت دل ابر هاست

در سال و روزی که

همه فصل ها

همه لحظه ها و

همه روز هایش بهاری اند.

آوید میر شکرائی ۱۰/۱۱/۸۶ یک صبح

کاش میشد همه شما که می خوانید همه انرژی مثبت خود را برای سروش بفرستید و برای زنده ماندنش دعا کنید.سپاس

  
نویسنده : آوید میر شکرائی ; ساعت ۱٠:٥٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/۱۱/۱۱
تگ ها :