زمستان

یخ زده لحظه های رابطه

لا به لای شاخه های درختان منجمد

من اما با التهاب شعله ور شعر ها

صدای تبر را

در گرگ و میش صبحگاه سرد دیگری

می پوشانم و

از آگاهی افسرده ریشه ها

پنهان می کنم

~~~~~~~~~~~~

یخ زده لحظه های برهنه راه

لا به لای سطح خیس خیابان

من اما با نگاه غمزده

اسارت آب را

در نهر ساکت یخ زده

نگاه می کنم و

آنرا از آگاهی رنگپریده خورشید

پنهان می کنم

~~~~~~~~~~~

من و

تو و

شب های سرد یخ زده

روز های بی حضور خیس

نهر های منجمد.......

نقش گام های پوشیده از

برف تازه......

گام های خسته آخر و

کناره های

بی کناره.

آوید میرشکرائی ۲۲/۱۰/۸۶ نبمه شب تهران

  
نویسنده : آوید میر شکرائی ; ساعت ۱:٥۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/۱٠/٢٥
تگ ها :