چه می کنی

گمانم که گنجشک ها هم

همین را می خوانند

مثل همیشه جیغ جیغ نمی کنند

دسته جمعی

صدایشان هماهنگی محزون بمی است

آنها هم

نگران باغچه اند و

گل های هنوز سبز

زیر برف زمستان

یا سرمای همین شب بارانی

~~~~~~~~~~~~~~~

چه می کنی بر سر پا های نازک و لرزانت

او ترا نمی داند

گر چه با اینهمه دلشکستگی

تو هم نگران باغچه ای

صدائی که جز تن تو نمی داند را

نمی خواهی

~~~~~~~~~~~~~~~~~

چه می کنی با آن تن خسته

سر به زیر و در هم فرو رفته

از سرما

نگران باغچه ای تو هم؟

یا همسرائی گنجشک ها

گمانم تو نیز

دلتنگی ات را زیر دست های سردت

در آغوش می گیری و

به باغچه فکر می کنی و

سرمای همین شب بارانی و

برفی که

در

راه

است

آوید میرشکرائی آذر ۸۶ تهران

  
نویسنده : آوید میر شکرائی ; ساعت ۱٠:٤۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/۱٠/٢٢
تگ ها :