خوش به حالش

خوش به حال کسی که زندگی را از دستهای تو می نوشد

نقش کوه های سنگی را

در نور صبح

وسرخی افق پشت چهره های انسانی پنهان در

نقش سنگ ها را

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

من نگاه کبود صبح را با تو می بینم

و تو همیشه هستی اینجا

کنارهء بی پایان همهء رویا ها

در بیداری ناکهان چشم ها

~~~~~~~~~~~~~~~~~~

خوش به حال کسی که با تو آمده

با تو می ماند

با تو می بیند

در تو نگاه می کند

و نگاه می دارد

به حرمت عاشقانه ای

نور همهء صبحگاهان را

~~~~~~~~~~~~~

درخشش همهء ستاره های سحری هر صبح را

همهء

خارهای بیابان را

همهء آب های آبی همهء جهان را

آوید میرشکرائی ۶ صبح ۲۲/۹/۸۶

  
نویسنده : آوید میر شکرائی ; ساعت ٢:٠٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/٩/٢٦
تگ ها :