شکل ناکامی

چشم ها را

با دست ها می پوشانی و

مثل خود فاجعه می شوی

شکل عمیق نا کامی.

خسته ای؟نه...

سرت درد می کند؟نه...

چرا کسی از دردی که هست نمی پرسد؟

آنکه واقعی ست و

هنوز گفتنی نیست.

*********

زانو ها را در آغوش می گیری و

سر را میانشان  پنهان می کنی و

باز

توصیف شکل غم می شوی

خوابت می اید؟نه...

سرت گیج می رود؟نه..........

چرا هرگز کسی

سئوالی را که باید نمی پرسد؟

و چیزی برای ابد

پشت جدار قفسه سینه ات پنهان می شود.

*********

حالا بخند

قاه قاه...

فرقی با طوفان اشک ریزان ندارد خنده هایت

در نظر آنان که بی صدا

می گذرند.....

آوید میرشکرائی 3/12/91

  
نویسنده : آوید میر شکرائی ; ساعت ۱۱:٤٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۱٢/٦
تگ ها :