نمی شود؟

نمی شود شب را رها کنید؟

بگذارید آرام بماند؟

صدای آهن و ماشین ندهد؟

بویش بپیچد در اندیشه خسته آنکه بی خواب است

وقتی برود کنار پنجره

~~~~~~~~~~~~~~~

نمی شود شب را رها کنید؟

زمان خاموشی لحظه های طراوت را

نمی شود آنرا پر نکنید از صدای موهوم موحش اینهمه هراس؟

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

نمی شود پنجره را ببخشید به من؟

بایستم کنار آن

یا که اینجا بخوابم و از آن به آسمان شب بروم؟

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

این چه صدائی است؟

صدای ماشین و هیاهوی دستگاهی است

جنجال خاموش زمین را

به خانه من می آورد

آوید میرشکرائی ۲ صبح ۲۶/۷/۸۶

  
نویسنده : آوید میر شکرائی ; ساعت ٢:٥٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/٩/۱٠
تگ ها :