خواب بی رویا

تجربه عمیق و دقیق و تلخ دردی که

تنها از خیال تو برمیخیزد

شاید هم تنها در رویاهای درهم دویده

دم دمای صبح رنگپریده سردی

از کناره های بی کناره بسترت

گذر کرده باشد.

صبح و آفتاب

شب پیش و

روزهای گذشته و

زیباترین رویا ها

همه گامی پس کشیده اند و

درد

از پس پیشانی چین خورده ات

گامی پیش نهاده و آمده است

*******************

آفتاب بی سایه و

شب بی ماهتاب

خواب بی رویا و

بیداری بدون آگاهی

و گام زدن در مرز های ناشناخته پایان راه

بی حتی نیم نگاهی

به دژخیمان و

دروازه بان

آوید میرشکرائی ٨ صبح ۶/١٢/٨٨

  
نویسنده : آوید میر شکرائی ; ساعت ۱٠:٢٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٢/٧
تگ ها :