دلهره

نه سالی برآمده

نه ماهی گذشته

نه هفته ای به سر آمده و

نه حتی روزی به پایان رسیده است

و با این همه

تو

در کهکشان ها جابه جا شده ای و

از سیاره ای به

ستاره ای گام نهاده ای و

از جهانی

به جهانی دیگر فراخوانده شدی

هر چند با زانوان لرزان و

بغض گلو و

تردید و

تشویش و

اضطراب...

مسافر کهکشان ها شده ای

در گام هائی که خود نمی دانند به کجا میروند

راهی که آغاز که شد

نه پایانش آشکار است و

نه مسیر و

نه حتی کورسوی ستاره ای

تا مسیر کهکشان شیری قدیمی ات را

روشن کند دوباره

***********

خدایا چه دلتنگم

خدایا چه سرگردانم

دوباره باز در آستانه و

دوباره باز مسافر غربت

چون همیشه.........

آوید میرشکرائی  ١٨/١٠/٨٨ شش صبح

 

  
نویسنده : آوید میر شکرائی ; ساعت ٩:٥۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/٢۳
تگ ها :