نام دیگرم

شاید آنکه

مثلا

نام دیگرم انتظار باشد

انتظاری به انجام

انتظار در خندیدن

در گام برداشتن

در خاموشی و

در سخن گفتن

٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠

شاید که نام دیگرم انتظار است

وقتی که

تمامی سلول های قلبم

گوشی میشوند در انتظار

انتظار شنیدن صدای گام هایت را

انتظار می کشند

٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠

شاید آنکه

گاهی

نام دیگرم تشویش باشد

اضطرابی در انتظار

شاید که نام دیگرم

خیال باشد

خیال امید

اسیر در چهار چوب تلخ

اسارتی که مرا

با خیال خامی

اسیر ساخته ست

٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠

نام دیگرم ابری.....

یا که آفتابی

خوش آهنگ و دلپذیر

یا که پیر و خسته و دلگیر....

با روشنائی

پیوند کرده و

حتی در مرگش

نه خاموشی و

نه تاریکی را

راه نمیدهد

آوید میرشکرائی ٢٩/٣/٨٨ ده شب تهران

 

  
نویسنده : آوید میر شکرائی ; ساعت ۱٢:٤٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۳/۳۱
تگ ها :