در جستجوی روشنی

همیشه اما

حلقه حلقه ها که در هم فروروند

زنجیر نمیشود

برای بستن راهی

حلقه حلقه ها گاهی

تاب گیسوانی میشود

دل ربای تو

یا که پشتیبانی

برای پرواز بلند ترت

٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠

همیشه اما که تیر ها

به جان پرنده ها

شیر ها

آدم ها

به قلب لحظه ها

نمی خورند.

گاهی تیر ها

از آسمان دل ها

به بلندای آسمان میروند

تنها به پهنای شکار ابری

٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠

همیشه اما که تیزی خنجر

بر پهلو ها

یا که گردن ها و

قلب ها

نمی رود

تیزی خنجری گاهی

می برد گلوی پیچ پیچ طناب ها

تا که رها شود

قایق بادبانی ات

بر بستر آب ها

٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠

همیشه اما که فریاد خشم

در جان دل های شکسته نمی کند رخنه

گاهی میشود فریاد ها

میشوند آواز ها

می پیچند در سرسرای مقدس کلیسائی

یا که به زیر گنبد بلند آتشکده ای

آوای دلپذیر آسمانی

مزامیر ها

٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠

زنجیر ها

خنجر ها

فریاد ها

تیرهایت را بیاور همه را

میرویم دوباره باز

با این جویبار اشک ها

به ستیز تاریکی ها

آوید میرشکرائی

 

  
نویسنده : آوید میر شکرائی ; ساعت ۱٢:۱٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۳/۳۱
تگ ها :