یادگار

روی تک تک چهره ها مکثی می کنم

و به همه چشم ها نگاهی

نگاه ها را به خود می کشد نگاهم

و تا زمانی

سر ها را به دنبالم می کشاند

در هر چشمی نگاهی

تا در هر سری اثری و

هر دلی

خاطره ای.

در همه یاد ها می نشیند

نگاهم

مسافری که به همه دل ها سفر می کند

و یادی که در همه سر ها

می نشیند

تا زمانی دور

پس از رفتنم.

*****************

تو را

تو را

تو را

که یگانه منی

در نگاهم

می نشانم بر این کشتی آبی تنها

که همه عمر سفر کرده ام با آن

بر آن بلند ترین موج های این دریای خروشان

*********************

بیا باز هم بیا

همه روز در سفریم و

همه شب باز

آرام می گیری

بر بستر آبی ات

***********

تنها گهواره ای ست

لای لائی و

آرامشی

بر پهنه دریایم

زیر این آسمان پر ستاره مهتابی

آوید میرشکرائی ٢١/١١/٨٧  هشت صبح بزرگراه مدرس

  
نویسنده : آوید میر شکرائی ; ساعت ٤:٥٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱۱/٢٢
تگ ها :