حباب

ماتم می برد دوباره

خیره می شوم به دوردست

و ضربان عجول قلبم دوباره

جائی در میان حنجره ام می زند

به یک حباب روشن گرم.....

فکر می کنم

وحضور زنده گرمی

در فضائی دور........

و قلبم دوباره باز

تیر می کشد

آوید میرشکرائی ١١/١٠/٨٧  هفت و چهل دقیقه شب  خیابان دکتر شریعتی

  
نویسنده : آوید میر شکرائی ; ساعت ٩:۱۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱٠/۱۱
تگ ها :