غزل پائیزی

آشفته پائیز می شوم

و  باران

بر پراکندگی برگ های طلائی ام می بارد

اینگونه زیبا ترم

و آنچنان موزون

که موسیقی

و تمام گام های غزلی زیبا

اینگونه پائیز می شوم

آشفته و

پراکنده و

بارانی و

زیبا....

تا برایت بگویم دوباره و دوباره و باز و دیگر بار

از شوریدگی شعله ور لحظه هایم

رنگارنگ و

خیس و

پراکنده و

بارانی...

لحظه هائی می سازم

و صحنه هائی

که گر چه کوتاه اند

چون زندگی

هرگز از نظر هیچ یادی

نمی روند و

با خاموشی ام نیز

جاوید

بر پراکندگی رنگارنگ بارانی دفترم

نقش می بندند

آوید میرشکرائی  ٨ صبح ٣/٩/٨٧  بزرگراه مدرس تهران

 

 

  
نویسنده : آوید میر شکرائی ; ساعت ٥:٤٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٩/۳
تگ ها :