می دانی چرا؟

می دانی چرا دوستت می دارم؟

هر پاسخت به خنده ای آمیخته

حتی وقتی بغضی در گلو داری

یا حسی را که در قلب تو می خوانده

بر زبان می آوری

یا وقتی که از حس ام سخن می گویم:

دلی که در طلبت بال بال می زند.

*************

می دانی چرا هر لحظه بیشتر دوستت می دارم؟

تو مرا با خنده هایت

به اشک می کشانی و

از آنجا

به ساحل آرام شاد ترین لحظه های بودنم

می بری

و عشق...

و عشق.......

آنچه در نگاه و کلام و لبخند تو موج می کشد

مرا

به دوردست ترین ستاره های

این آبی عمیق آرام می برد و

خنده هایت

مرا به من

وام می دهد و

از من

می گیرد

به م.   آوید میرشکرائی ۴/٧/٨٧  هشت ونیم شب تهران

  
نویسنده : آوید میر شکرائی ; ساعت ۸:٤٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٧/٤
تگ ها :