نویسنده : آوید میر شکرائی ; ساعت ۱٠:٢٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱٢/٢٥
تگ ها :

ققنوس

بار ها و بار ها

تمامیت و غرور و قلب تکه تکه ام را به خاک سپرده ام

تکه تکه های پیوند ناشدنی را

به آتش سوزنده ای

وخاکستر گرمشان را

به آب ها سپرده ام

**********

از درون

در خود

شکسته ام

تمامیت قلب شکسته ای را

در سکوت به خاک سپرده ام

دوباره باز از میان شعله ها

به اسمان پریده ام

 

 

آوید میرشکرائی 9/12/93       30/11 شب

  
نویسنده : آوید میر شکرائی ; ساعت ۱۱:٠٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱٢/۱۸
تگ ها :

فصل بی باران

زاده کدام فصلی؟

زمستانی بی سوز سرما

یا که...

تابستانی بی آفتاب گرم؟

گویا زاده فصلی بی خورشیدم

تمام لحظه هایش

آکنده از طوفان و انتظار

*********

گرچه کلمات را

ابری از دوردست بارید

بر آسمان دلتنگم

زاده فصلی بی بارانم

که روزگارش

در انتظار بارش

به سر رسید

آوید  میرشکرایی زمستان 94

  
نویسنده : آوید میر شکرائی ; ساعت ٦:۱٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱٢/۸
تگ ها :