بهار تهران

تهران را ببین!

نا گهان دوباره سبز شده

نه انکه خلوت  است و

باد آمده و

شفاف شده دوباره هوایش...

اصلا خیالش نیست

به دلشوره ها و

ترس و

خطر و

خاطره های تلخ...

تنها

ناگهان

سبز شده و

رنگارنگ

چون قلب مردمانش

آوید میرشکرائی 13/1/91تهران نه صبح



  
نویسنده : آوید میر شکرائی ; ساعت ٩:٤٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱/۱۳
تگ ها :

چه سفری....

نه اینکه دیگر شعری نباشد در بهار

یا اینکه

شعر ها را

در پاکت های نا نوشته بنویسی و

زود تر برسد

به دست گوش های بیقرار.

**********

نه اینکه مثل گذشته ها..

شاداب و مشتاق....

فکر کنی:

 قلم را

کتاب را

بهار و تابستان و پائیز را

ودر این ده سال گذشته

شبکه جهانی و

تلفن های همه کاره را

تنها ساخته اند

تا تو سخن بگوئی

آشنا هایش بیایند

با روح و جان ات آشنا شوند

*********

بهار و باران

هنوز لبریز شعرند..

شعر های تازه....

زمان تو گذشته و

کم کم فکر می کنی:

چه سفری!

چه مسیری!!!

ساز و برگت را

با این دل پر خاطره...

می پیچی و

مرور می کنی و

آهی می کشی و

فکر می کنی:

دیگر چیزی نباید مانده باشد

تا

رسیدن.

آوید میرشکرائی 13/1/91  تهران نه صبح 

  
نویسنده : آوید میر شکرائی ; ساعت ٩:٠٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱/۱۳
تگ ها :