ابهام

چگونه می شود

گویا تر از این

ابهام ترا سرود و نوشت و

با این همه

من

چون همیشه

تا ابد

دوستت دارم

آوید میرشکرائی  ٢٧/٧/٨٧ نیمه شب

  
نویسنده : آوید میر شکرائی ; ساعت ۱٢:۳٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٧/٢۸
تگ ها :

پوزش

عذر می خواهم دوباره باز

خشمی دوباره سر ریز شد

از درون من

به بهانه ای

اما بحثی ندارم

سخنی

نه

حتی کلامی نمی خواهم

این داستان رنجش من

سال هاست

چون رود

بستر رونده الهام ام را

تا ماورای غربت من

می خراشد

آوید میرشکرائی  ٢٧/٧/٨٧ نیمه شب

  
نویسنده : آوید میر شکرائی ; ساعت ۱٢:۳٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٧/٢۸
تگ ها :

نمی دانم کیستی

نمی دانم کیستی

و نخواهم دانست

مگر با چندین عمر طولانی

لحظه لحظه درد هایش مکرر

و رنجش

چنان که بی انتها

**************

نمی دانم کیستی

در سکوتت کلامی نیست

در نگاهت صدائی...

و در کلامت سکوتی

در لمس تو نگاهی نیست

و در نگاهت تجربه دلپذیر نوازشی

می پنداشتم که گرمائی ست در نهان خاموشی

اما

نمی دانم کیستی

شعله می کشم و نیستی خنکای مرهمی

می لرزم و نداری

گرمای محبتی

**********

خشمی

یا که آرامش

طوفان یا که

تسلیم

حضوری هرگز آیا حتی لحظه ای

یا که غیبتی

در طول طویل همه شب های تاریک ام

**************

آسمان اندوه دلت

حتی وقتی بارانی می شود

از همگان گریخته است

و صدای گام های بی صدائی

از تو

به انتهای هستی مبهم تو می دود

*************

نمی دانم کیستی

و نخواهم دانست هرگز

مگر با چندین عمر طولانی

لحظه لحظه هایش رنج و درد

آوید میرشکرائی ٢٧/٧/٨٧  نیمه شب

  
نویسنده : آوید میر شکرائی ; ساعت ۱٢:۱٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٧/٢۸
تگ ها :

 

آوید میرشکرایی:
پست مدرنیسم اصولا نمی‌تواند وارد ادبیات ایران شود

سرویس: فرهنگ و ادب
1387/07/16
10-07-2008
12:30:44
8707-00524: کد خبر

خبرگزاری دانشجویان ایران - اهواز
سرویس: فرهنگ و ادب

 

به باور یک شاعر، آن پست مدرنیسمی که ما در خارج می‌شناسیم در ادبیات ایران وجود ندارد.

 

آوید میرشکرایی در گفت و گو با خبرنگار خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) در خوزستان بیان کرد: پست مدرنیسم هنوز وارد ادبیات ایران نشده و اصولا نمی‌تواند وارد ادبیات ایران شود زیرا شیوه‌ نوشتن در ایران متفاوت است و به خاطر بالندگی زبان و آهنگ کلمات که با تعداد کمْ مفاهیم زیادی دارند پست مدرنیسم به ادبیات ایران نمی‌آید زیرا با حضورش کارها کوچک و از اصالت آنها کم می‌شود.

وی گوش‌زد کرد: ما خود را به جریانی که از ما نیست سپرده‌ایم و این یک دنبال‌روی بدون آشنایی با مفاهیم است. علتش هم این است که چون موجی است که دنیا را گرفته ما نیز به دنبال آن می‌رویم.

میرشکرایی در خصوص آثار ادبی پست مدرن در ادبیات ایران اظهار کرد: آنچه در داستان کوتاه ایرانی نوشته شده آثاری متفاوتند اما پست مدرن نیستند. در شعر نو نیز پست مدرنیسمْ شعر سپید یا آزاد تلقی می‌شود که این طور نیست و با آثار خارجی متفاوت است و به همین دلیل با این همه کار خوب شعرها ترجمه نمی‌شوند و در مقابل، آثار یک شاعر هندی به زبان انگلیسی ترجمه می‌شوند.

گفتنی است آوید میرشکرایی پزشک متخصص اطفال است که تاکنون دو دفتر شعر با نام‌های " راستی هیچ شده شبی تو نیز من " و " لحظه‌های بی‌تابی " منتشر کرده است. 

  
نویسنده : آوید میر شکرائی ; ساعت ٥:۱۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٧/٢۳
تگ ها :

قصه ها

اینگونه است که از گذشته های دور

فریفته قصه ها شده ام

کسی می گوید از آغاز

و من شیفته سرا پا گوش می شوم

گوئی کودک که بودم

مادرم نخوانده بود شبی در گوشم

    قصه ای تا به خواب روم

و من تا که نامی از قصه می آید

داستانی در کتابی...

قصه ای از رادیو...

شیفته و فریفته ومات زده

سراپا گوش می شوم

و اینگونه است که زندگی ام

لبریز قصه هاست

قصه ها و

قصه ها

سفر ها و

فریب ها و

خنده ها و

گریه ها

آنچه دست نایافتنی ست و

آنچه تنها در رویا ها اتفاق می افتد

زیستن در دامن تنگ کوچه های نا شناس

رفتن به ماورا ء

و زیستن در آنچنان نا ممکن هائی

که تنها در کتاب ها شعر ها ترانه ها و

بر سنگفرش شهر های قدیمی اتفاق می افتد.

*****************

حضور در لحظه های خالی

رقت انگیز و تنهاست

پس من

کوله بار قصه ها را

زندگی می کنم و

شبی که در کنار تو دراز می کشم

از تو می خواهم

برایم قصه ای دیگر بگوئی

داستانی که در اوج ناباوری

زیسته ام

داستانی که بر سنگفرش همه کوچه های دوردست زیسته ام

داستانی که در

دل شکل های عجیب  همه ابر ها پنهان است

داستانی که با قطره های باران باریده ست

داستانی که با آمدنم آغاز شده

با رفتنم تمام نمی شود و

با هزار زبان خاموش

بازگو می شود پس از من

در هزار قصه باور نکردنی

در هزار قصه عاشقانه

در هزاران هزار باری که مرا با تو

وعده دیدار می دهد

دیگر بار

آوید میرشکرائی  ٢٠٠٨/۶/٩   پراگ

 

  
نویسنده : آوید میر شکرائی ; ساعت ٧:۱٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٧/۱٧
تگ ها :

برکه متروک

در برکه دوردست آبی رنگ

که در آن

هیچ صدائی جز صدای مرغان دریائی نمی پیچد

و هیچ حادثه ای

جز نسیم

بر سطح ایستاده کبود موج نمی اندازد

آنجا که هیچ تصویر تازه ای

جز رویش نیلوفر جدیدی

سطح برکه را

نقش نمی زند....

آبی در بال پرنده می پیچد و

نگاه

مبهوت زیبائی ایستای لحظه های آبی می شود

میان پرندگان می ایستم و

وقتی جیغ می کشند

دوباره باز نام تو را آواز می دهم و

داستان خویش را می خوانم و

در سکوت برکه متروک

دوباره می پیچم

با ترانه ای

آوید میرشکرائی ١٣/٧/٨٧  چهار و نیم عصر تهران

  
نویسنده : آوید میر شکرائی ; ساعت ۱٠:٥٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٧/۱۳
تگ ها :

پائیز

صدای گام های شتابان تو

بر سنگفرش سرد خانه

بوی پائیز را میدهد

و نسیم خنک شبانه

تو میروی و

پائیز از در دیگری می آید.

بر خود می لرزم و

شانه هایم را در آغوش می گیرم و

مبهوت و مات زده

دوباره

به

طوفان خیره می شوم.

آوید میرشکرائی ٨/٧/٨٧  هشت صبح تهران

  
نویسنده : آوید میر شکرائی ; ساعت ٩:۱٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٧/٩
تگ ها :

می دانی چرا؟

می دانی چرا دوستت می دارم؟

هر پاسخت به خنده ای آمیخته

حتی وقتی بغضی در گلو داری

یا حسی را که در قلب تو می خوانده

بر زبان می آوری

یا وقتی که از حس ام سخن می گویم:

دلی که در طلبت بال بال می زند.

*************

می دانی چرا هر لحظه بیشتر دوستت می دارم؟

تو مرا با خنده هایت

به اشک می کشانی و

از آنجا

به ساحل آرام شاد ترین لحظه های بودنم

می بری

و عشق...

و عشق.......

آنچه در نگاه و کلام و لبخند تو موج می کشد

مرا

به دوردست ترین ستاره های

این آبی عمیق آرام می برد و

خنده هایت

مرا به من

وام می دهد و

از من

می گیرد

به م.   آوید میرشکرائی ۴/٧/٨٧  هشت ونیم شب تهران

  
نویسنده : آوید میر شکرائی ; ساعت ۸:٤٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٧/٤
تگ ها :